v612m0i3pe2mmcvfeat

نکند باز کنی بار خودت از پشتم
وا نکن پیش خلائق دگر آقا مشتم
عشق تو گوهر پرقیمت اجداد من است
ارثیه بود رسیده به من از ده پشتم
جرم من خاطره های سفر کرب و بلاست
هست بر روی ضریحت اثر انگشتم
.
.
.
بر گوش جانم میرسد آوای زنگ قافله
این قافله تا کربلا دیگر ندارد فاصله
.
.
.
فرشته‌ ها از امشب صبوی غم می‌ نوشن
دوباره اهل جنت پیرهن سیاه می‌ پوشن
.
.
.
این همه پروانه بر دور ضریحت واقعا
بحث عشق است و غلامی جان من
.